>> مهندس ميرحسين موسوي: سال 1389 سال صبر و استقامت بر اهداف جنبش سبزاست ((غیرخودی ها)) مهندس موسوی: هر وبلاگی که بسته می شود ده ها وبلاگ دیگر برای دفاع حقوق مردم باید راه اندازی شود ((غیر خودی ها)) مهندس میرحسین موسوی: برای تامین منافع ملی و رسیدن به جامعه‌ای مطلوب، چاره‌ای جز استمرار این مسیر و تداوم جنبش سبز نداریم

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

اعدامشان کردند

   روزگذشته 5 هموطن آزادیخواه را اعدام کردند . آنقدر زبونانه که حتی پرونده ی تجدید نظریکی از آنها را دوراز دسترس مرجع رسیدگی دستخوش بی توجهی قرارداده بودند تا  تجدید نظردرمورد پرونده انجام نگیرد . زندانیان آزادیخواهی که حتی وکلای آنها اجازه ی دیدارموکلین خود را نداشتند و در اکثر اوقات هم دسترسی به پرونده ی موکلان خود نداشتند . این یعنی نهایت زبونی و ترس اقتدارگرایان وحشت زده .

_________________

" اعدام شان کردند "

خروش ِ دخترک برخاست

لبش لرزید

دو چشم ِ خسته اش از اشک پر شد

گریه را سر داد ...

و من با کوششی پر درد اشکم را نهان کردم

- چرا اعدامشان کردند ؟

می پرسد ز من با چشم ِ اشک آلود

چرا اعدام شان کردند ؟

- عزیزم دخترم !

آنجا ، شگفت انگیز دنیایی ست : دروغ و دشمتی فرمانروایی می کند آنجا

طلا ، این کیمیای خون ِ انسان ها

خدایی می کند آنجا

شگفت انگیز دنیایی که همچون قرن های دور

هنوز از ننگ ِ آزار ِ سیاهان دامن آلوده ست

در آنجا حق و انسان حرف هایی پوچ و بیوده ست

در آنجا رهزنی ، آدمکشی ، خونریزی آزاد است

و دست و پای آزادی ست در زنجیر

عزیزم دخترم !

آنان

برای دشمنی با من

برای دشمنی با تو

برای دشمنی با راستی

اعدام شان کردند

و هنگامی که یاران

با سرود ِ زندگی بر لب

به سوی مرگ می رفتند

امیدی آشنا می زد چو گل در چشم شان لبخند

به شوق ِ زندگی آواز می خواندند

و تا پایان به راه ِ روشن ِ خود با وفا ماندند

عزیزم !

پاک کن از چهره اشکت را ز جا برخیز !

تو در من زنده ای ، من در تو ، ما هرگز نمی میریم

من و تو با هزاران ِ دیگر

این راه را دنبال می گیریم

از آن ِ ماست پیروزی

از آن ِ ماست فردا با همه شادی و بهروزی

عزیزم !

کار ِ دنیا رو به آبادی ست

و هر لاله که از خون ِ شهیدان می دمد امروز

نوید ِ روز ِ آزادی ست

هوشنگ ابتهاج

____________________

پ . ن - حضرت امیر میفرماید حکومت ممکن است با کفر پایدار بماند اما با ظلم پایدار نخواهد ماند .

پ . ن - درراهپیمایی سالگرد انتخابات سیاه همه با هم علیه اقتدارگرایان متقلب فریاد آزادیخواهی سرخواهیم داد .



۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳, دوشنبه

نام شوم کهریزک به سروش 111 تغییر نام یافت وبازگشایی شد .

   مهدی خزعلی فرزند آیت الله خزعلی اعلام کرد از منبع موثقی شنیده که بازداشتگاه مخوف کهریزک با نام جدید سروش 111 بازگشایی گردیده . بحمدالله مشکل کهریزک ظاهرآ فقط در نام آن بود که آن هم برطرف گردید و باردیگربازگشایی شد . کسی چه میداند درشکنجه گاه سروش 111 چه آزادیخواهانی مورد تجاوز و شکنجه قرارخواهند گرفت و بعد به بهشت خواهند رفت ؟
فرمانده نيروي انتظامي اعلام كرد .

______________________________


ايجاد بازداشتگاه استاندارد در كهريزك


  جام جم آنلاين: سردار اسماعيل احمدي‌مقدم فرمانده نيروي انتظامي كشور گفت: نيروي انتظامي در حال ساخت يک بازداشتگاه استاندارد در محل بازداشتگاه کهريزک است که تا يکماه ديگر تحت نظارت سازمان زندانها مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت.

فرمانده نيروي انتظامي اعلام كرد



ايجاد بازداشتگاه استاندارد در كهريزك


جام جم آنلاين: سردار اسماعيل احمدي‌مقدم فرمانده نيروي انتظامي كشور گفت: نيروي انتظامي در حال ساخت يک بازداشتگاه استاندارد در محل بازداشتگاه کهريزک است که تا يکماه ديگر تحت نظارت سازمان زندانها مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت.
به گزارش خبرگزاريهاي داخلي، فرمانده نيروي انتظامي روز سه شنبه در حاشيه همايش پليس و نظام عدالت براي کودکان و نوجوانان در جمع خبرنگاران در باره تعطيلي بازداشتگاه کهريزک در تهران افزود: بازداشتگاه کهريزک متعلق به نيروي انتظامي است و بازداشتگاهي كه تعطيل شد، به صورت موقت و فوري براي نگهداري مجرمان خطرناک و اراذل و اوباش دستگير شده در طرح امنيت اجتماعي ساخته شده بود.



وي تصريح كرد: پس از دستگيريهاي روز 18 تير ماه گذشته تعداد افراد بازداشتي در بازداشتگاه کهريزک بيش از حد مجاز افزايش يافت و همين مسئله باعث به وجود آمدن شرايط نامناسب در اين بازداشتگاه شده بود.


فرمانده نيروي انتظامي افزود: بازداشت شدگان مذكور جمعا سه روز از تاريخ 19 تير تا ظهر سه‌شنبه 23 تير در آنجا نگهداري مي‌شدند و به علت شرايط بد بازداشتگاه و دستور مقام معظم رهبري جهت تعطيلي آن، همگي مستقيما با اتوبوس و ميني‌بوس به زندان اوين منتقل شدند.


وي با اشاره به دستور مقام معظم رهبري براي تعطيلي بازداشتگاه كهريزك، گفت: اين فرمان مربوط به كل بازداشتگاه نبود، بلكه وقتي دستگيرشدگان تجمعات روز 18 تير توسط داديار به آنجا منتقل شدند، به علت فشردگي جمعيت و وضعيت بد نگهداري آن‌ها، مقام معظم رهبري با توجه به گزارشاتي كه دريافت كردند، دستور به تعطيلي بازداشتگاه كهريزك دادند.


مجازات متخلفان


سردار احمدي مقدم با تاييد اين مساله كه كوتاهي هايي در زمينه وضعيت نگهداري و رفتار با متهمان در بازداشتگاه كهريزك رخ داده است، علت تعطيلي بازداشتگاه را همين موضوع دانست.


وي گفت: در بازداشتگاه كهريزك قطعا توسط ناجا كوتاهي‌هايي صورت گرفته كه دستور تنبيه افرادي كه اين كوتاهي را انجام داده‌اند، صادر شده است.


سردار احمدي مقدم با اعلام اين كه جهت جلوگيري از تداخل كاري در بررسي هيات ويژه بازداشتگاه كهريزك، پليس از اظهار نظر درباره اين بازداشتگاه خودداري مي‌كند، گفت: عواملي كه در حادثه بازداشتگاه كهريزك كوتاهي كرده‌اند، چند نفر بيشتر نيستند كه به اندازه سهم آن‌ها، تنبيه خواهند شد.


وي خاطرنشان كرد كه قرار است هيئت ويژه مجلس و شورايعالي امنيت ملي به زودي گزارشي درباره بازداشتگاه کهريزک صادر کند.


فرمانده نيروي انتظامي طرح موضوعاتي مانند حضور سردار محمدرضا رادان جانشين فرماندهي نيروي انتظامي را در بازداشتگاه كهريزك و دخالت وي در بدرفتاري با افراد شركت كننده در تجمعات اعتراض آميز پس از انتخابات رياست جمهوري به شدت رد كرد و گفت: شايعات اينچنيني عليه سردار رادان و ديگر مسئولان ناجا كذب است و واقعيت ندارد.


وي افزود: شأن سردار رادان و حتي رده هاي پايين تر از ايشان اجازه نمي‌دهد که در بازداشتگاه حضور يافته و اقداماتي اينچنيني انجام دهد.


بدرفتاري با متهمان و شرايط نامناسب بازداشت كهريزك موجب مرگ دو نفر در اين بازداشتگاه در هفته هاي اخير شده است.


برخورد با آشوب طلبان


سردار احمدي‌مقدم در باره شايعات مربوط به احتمال شکل گيري تجمعات غيرقانوني در روزهاي آينده در تهران تاكيد كرد: متخلفان بايد بدانند که پليس با هرگونه تجمع غير قانوني به شدت برخورد مي کند.


وي با اشاره به اينکه اينگونه تجمعات غيرقانوني از طرف رسانه هاي ضد انقلاب و منافقين سازماندهي مي شود گفت: روز دوشنبه بر اساس دعوت منافقين افرادي قصد ايجاد بي نظمي در منطقه مرکزي تهران را داشتند كه عده اي از آنها توسط پليس دستگير شدند.


فروكش كردن نا آراميها


سردار احمدي مقدم يادآور شد: موضوع ناآراميها به مرور در حال حل شدن است و برآورد ما اين است که اين موضوع رفته رفته فروکش مي‌کند.


فرمانده نيروي انتظامي با بيان اين كه اعتراضات مردمي نسبت به اغتشاش‌ كنندگان اخير افزايش يافته است، گفت: اگر ظرفيت اجتماعي مردم تمام شود و شاهد نگاه و واكنش منفي مردم نسبت به اين افراد باشيم، جريان‌هايي كه تلاش مي‌كنند دست به ناآرامي بزنند، مايوس خواهند شد.


وي تصريح كرد: پتانسيل اين ناآرامي‌ها رو به فروكش و كاهش نهاده كه اين موضوع مانند تجمعات پراكنده ديروز هم از لحاظ تعداد افراد و تعداد مكان‌هايي كه دست به تجمع مي‌زنند، قابل مشاهده است.


سردار احمدي مقدم، واکنش منفي آحاد جامعه نسبت به اين تجمعات را موجب ياس عوامل پشت صحنه آن دانست و افزود : به دليل هرمي بودن ساختار اين تحولات ، کم کم شاهد کمرنگ تر شدن و رسيدن به نقطه صفر اغتشاشات هستيم.


اين مقام بلندپايه امنيتي ادامه داد: نيروي انتظامي تلاش مي‌كند اين مساله را به صورت منطقي حل كند و با توجه به اين كه مسايل اجتماعي نظير اين تجمعات مانند يك هرم وارونه هستند، بحث اغتشاشات اخير در حال حل شدن است.


وي گفت: به كساني كه به فراخوان‌هاي تجمعات پاسخ مي‌دهند، توصيه مي‌كنيم هوشمند و مراقب رفتار خود باشند، چرا كه مقوله اعتراضات داخلي به مسايل با فراخوان‌هايي كه از سوي منافقان خارج مرزها براي براندازي نظام صورت مي‌گيرد، متفاوت است و بالطبع هزينه‌هايي كه افراد بايد براي شركت در فراخوان‌هاي منافقان و براندازان پرداخت كنند، متفاوت خواهد بود.


ساخت بازداشتگاه براي كودكان


سردار احمدي مقدم در بخش ديگري از سخنانش، با اشاره به رويكرد پليس در تخصصي كردن ساختارها با توجه به نيازهاي جامعه، گفت: پليس كودكان، يك متولي ستادي در پليس نياز دارد كه اين موضوع در درون پليس پيشگيري دنبال مي‌شود و ممكن است در آگاهي‌ها، شعبه خاص كودكان ايجاد شود، يا يك يا چند كلانتري به صورت تخصصي مسايل پليسي كودكان را دنبال كند.


وي افزود: اگر لازم باشد، بايد بازداشتگاه‌هاي ويژه كودكان بزهكار ايجاد شود تا آن‌ها در كنار مجرمان سابقه‌دار نگهداري نشوند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

گزارشی ازاخبارکارگران






كارگراني كه قير شده‌اند   

                       
گزارشی از روزگار کارگران صنعت نفت



  اكثر مناطق نفت خیز ایران در مناطق بسيار گرم و مرطوب قرار داشته و فصل گرما در این مناطق از ابتداي بهار تا اواسط پاييز به طول مي‌انجامد که شرایط بسیار سختی را برای کارگران شاغل در این مناطق رقم می‌زند.

  بسیاری از این مناطق شامل طرح اقماری می‌شوند، طرحی که شاید در ابتدای شروع به کار افراد، به واسطه جوان‌بودن‌، تجربه‌هاي نو، تنوع محيط كار و بعضي آسودگي‌هاي ديگر، سختي‌ها را كم‌رنگ‌تر ‌كند، اما گذشت زمان، ازدواج، تغییر و تحولات زندگی، شرایط نامساعد جوی و آلودگی بیش از حد این مناطق، كم‌كم پرده از وجود مشكلات برداشته و در بیشتر موارد به دلیل محدودیت‌های حاکم در منطقه، مشكلات جدیدی همچون افسردگی و اعتیاد نیز به وجود خواهد آمد.

  چهره متمایز تمام افراد شاغل در این مناطق گواهی است بر سختی شرایط، شرایطی که تحمل ساعتی از آن برای بسیاری از ما غیرممکن خواهد بود.

  لاوان، جزیره‌ای است با مساحت بيش از 80 كيلومترمربع که در امتداد ساحل خلیج فارس از شرق به غرب كشيده شده است. جمعيت بومي 1200 نفره و درجه حرارت بين 37 تا 45 درجه سانتيگراد در تابستان و10 تا 25 درجه سانتيگراد در زمستان با رطوبت نسبي 80 تا 100 درصد در اغلب روزهای سال، شرایط بسیار سختی را برای کارکنان صنعت نفت در این منطقه رقم زده است؛ کارکنانی که شیفت کار آنها پیش از طلوع آفتاب شروع و پس از غروب آفتاب تمام می‌شود و تنها دلخوشی آنها 14 روز استراحتی است که انتظار آنها را می‌کشد. 14 روز انتظار برای دیدار عزیزان، انتظاری که با دلهره و اضطراب همراه است. ترس از نرسیدن به موقع همکار جانشین و حوادث غیرمترقبه که در صورت بروز چنین شرایطی به منظور پاسخگویی به نیاز مجموعه باید چندین روز دیگر هم غم دوری از خانواده را به دوش کشیده و شرایط نامساعد جزیره را تحمل کند.



  از طرفی شاغلان این جزیره باید بیش از سایرین مراقب سلامت خود باشند، زیرا که کوچکترین بیماری در شرایطی که با عدم دسترسی به پزشکان مجرب و همچنین دشواری انتقال به جزایر همجوار توام است، تبعات جبران‌ناپذیری را به بار خواهد آورد. یکی از کارکنانی که به دلیل نرسیدن همکار جانشین مجبور بود چند روزی بیشتر در منطقه بماند، با چهره‌ای خسته و صدایی بغض‌آلود از شرایط بد گله کرده و می‌گفت: این گونه مسائل برایمان عادی شده است، اما از دست رفتن شیرینی و اشتیاق حضور در کنار خانواده پس از 14 روز کار شبانه‌روزی، تلخ‌تر از زهر می‌شود و تاثیر منفی در کار می‌گذارد.


  وقتی از خانواده و دختر 15 ساله‌اش حرف می‌زد غم دوری در صدایش ملموس بود؛ غمی که به گفته خودش فقط به امید دیداری دوباره قابل تحمل است. دیدار دختری که در 15 سال گذشته تنها 5 سال آن را در کنار پدر سپری کرده و پدر برای او تنها مهمانی است چند روزه. پدر45 ساله‌ای که شرایط نامساعد کاری از او فردی پیر و شکسته ساخته است.
وی از بیماری فرزندش و ناله‌هایی که در لابلای آن پدر را بر بالین می‌طلبیده سخن می‌گوید، غافل از اینکه پدر چند هزار کیلومتر دورتر، خسته از کار روزانه به گوشه‌ای خزیده و غصه بیماری و آتیه دخترش همچون پتکی گران بر جسم خسته و نحیفش فرود می‌آید.

  شب، تنها در این موقع از شبانه‌روز می‌توان اندکی آرامش پیدا کرد و دقایقی را در کنار ساحل مرجانی جزیره با صدای آرامش‌بخش آب سپری کرد. صدای آب آنقدر آرامش‌بخش است که قدرت تفکر و توجه به چیزهای دیگر را از آدمی سلب می‌کند. اما دود آبی‌رنگ و غلیظی که در دل سیاهی شب به آسمان می‌رود جلب توجه می‌کند. جوانی که پس از پایان تحصیلات برای یافتن شغل چاره‌ای جز پذیرفتن شرایط کار در مناطق اقماری را نداشته و به جزیره آمده، اکنون پشیمان از کرده خویش است و با ولع تمام دود سیگار را به کام خود می‌کشد.



  پس از گذشت 2 سال هنوز به این شرایط عادت نکرده و روزگار به سختی برایش سپری می‌شود. او از صبحانه ساعت پنج و نیم گله دارد، نهار ساعت یازده و نیم را دوست ندارد و از گرسنگی ساعت ده شب سخن می‌گوید. او از روزهای دانشگاه، دختری که می‌خواهد به خواستگاریش برود، جمع دوستان، کلاس زبان و کوهنوردی هفتگی برایم گفت و خانواده‌اش را یاد کرد که همیشه او را از دود و دم بر حذر می‌داشتند.

  بغضش ترکید، خود را نفرین می‌کرد، نفرین به خاطر اینکه درس خوانده و همچون سایر دوستانش به حرفه‌ای مشغول نشده تا به این روز گرفتار نشود. نفرین به خاطر تنهایی و غربتی که در آن گرفتار است، نفرین به روزگاری که از جوانی ورزشکار و شاداب، فردی افسرده و سیگاری ساخته است. نفرین بر شغلی که باعث شده پدر در آرزوی دیدار دوباره پسر جان سپارد، نفرین بر انتخابی که حسرت بوسیدن دست پدر در لحظه خداحافظی را به دلش گذاشته، نفرین‌های وی که با هق‌هق گریه در هم آمیخته بود قطع شد و باز هم همان دود غلیظ و همان بوی گیج‌کننده.



  در این جزیره، زمان جان می‌ستاند و به کندی می‌گذرد. رطوبت کلافه کننده هوا با بوی تند گاز در هوای بالای 35 درجه نفس کشیدن را با سختی همراه می‌کند و برهوتی که در آن قرار گرفته‌ای زندگی را برایت پایان یافته می‌نمایاند. این گوشه‌ای از مشکلات بی‌پایان کارگران صنعت نفت است، کارگرانی که به‌رغم تمامی این مشکلات با جان و دل برای پیشرفت و توسعه ایران زمین می‌کوشند. کارگرانی که با به جان خریدن خطرات کار در میادین در حال تولید نفت و گاز، سعی در جبران عقب‌افتادگی‌های ناشی از بی‌برنامگی‌های مدیران دارند و شبانه‌روز تلاش می‌کنند.


  افرادی که بهترین دوران زندگی را به دور از خانواده با تحمل سختی‌های طاقت‌فرسا سپری می‌کنند. جوانانی که روزگاری با چهره‌ای بشاش و روحیه‌ای مثال‌زدنی به این مناطق پای می‌گذارند و در پایان دوران خدمت خود به افرادی افسرده و درهم شکسته تبدیل می‌شوند.باید چاره‌ای اندیشید، چاره‌ای که درمان تمامی دردها، محدودیت‌ها و محرومیت‌های کارگران شاغل در این مناطق باشد.




این پست از وب همرزم سبزم خاکستراست .
http://azadi-e-sabz19.blogspot.com/


۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

همه با هم در راهپیمایی 11 و 12 اردیبهشت

دستهایت همیشه بوی نان میداد
حالا
پینه بسته از رنجهایی که کشیدی
و پاداشی که ندادندت
آنهایی که شانه هایت را سوگوار
نگاهت را خیس
مهربانیت را خشم
عاشقانه هایت را فریاد
رنجهایت را هیچ
شرفت را لگد مال
سفره ات را خالی
و دستهایت را مشت کردند .....


با تو خواهم بود در 11 اردیبهشت ای کارگربیکار و بیدار
و با تو خواهم بود در 12 اردیبهشت در تجمعی سبز
« جغرافیای کلام » ای معلم محبوس در اعتصاب صدا !


2 عکس فوق از وب همرزم سبزم نیرنگستان
__________________________________________

زنان آزاد و زنان مزدور


شهادت بزرگ زنان آزادیخواه در زیرشکنجه ی مزدوران جمهوری اسلامی


به نظر میرسد این عکس از اعدام های دهه ی 60 باشد .

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

برای رسیدن به آزادی - راهپیمایی ما و آنها - ایران کشور عجیبیه

برای رسیدن به آزادی
شانرده آذر” به “انقلاب” ختم می‌شود. ادامه‌ی “انقلاب” به “آزادی” می‌رسد. اما تا رسیدن به خود تندیس آزادی باید همچنان ادامه داد. “جمهوری اسلامی” با “آزادی” فاصله دارد. در حالیکه در ظاهر با هم در یک امتداد هستند اما فاصله مطمئنی با هم دارند. “جمهوری اسلامی” با رسیدن به “رودکی” تمام می‌شود اما “آزادی” همچنان ادامه دارد. انگار که “جمهوری اسلامی” تمام توانش در همراهی با “آزادی” تا همان “رودکی” بوده است.

“ملت” خیابان کوتاهی است که با رسیدن به “جمهوری اسلامی” پایان می‌پذیرد.
سفارت انگلیس هم در “جمهوری اسلامی” قرار دارد. سفارت روسیه با اینکه در “نوفل لوشاتو” قرار دارد اما آن هم به “جمهوری اسلامی” نزدیک است.

اگر از “انقلاب” به “آزادی” و “جمهوری اسلامی” بخواهید بروید، مسیرها در تضاد با یکدیگر هستند. برای رسیدن به “آزادی” باید “انقلاب” را ادامه داد و برای رسیدن به “جمهوری اسلامی” باید از “آزادی” و “انقلاب” فاصله گرفته و “انقلاب” را رو به پایین رفت.

خیابان “ایران” هم خیابانی است که فقط عده‌ای خاص با عقایدی خاص‌تر در آن جای دارند.
“پاسداران” همان “سلطنت آباد” سابق است. فقط اسمش عوض شده. جهت همان جهت و شیب همان شیب است.
خیابان “نبرد” به “پیروزی” می‌رسد.
و برای رسیدن به “فرجام” از “هنگام” باید رفت
_______________________________________________________

وقتی ما راهپیمایی می کنیم و وقتی آنها راهپیمایی می کنند !

1- وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم:
به دلایل نامعلومی تمام خطوط تلفنهای همراه و پیام کوتاه و اینترنت تا چند روز قطع میشود
وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها موبایلها همه جا آنتن دارند بلکه 7 شبکه ی تلویزیون حکومتی از 7 سوراخ مبارک حضار به مدت 70 ساعت تصویر پخش میکنند!
2- وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم:
حتما باید راهپیمایی مجوزی داشته باشد که ششصد ارگان حکومتی تایید کرده باشد

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها نیازی به هیچ مجوزی نیست بلکه یکشبه به همه ارگانهای حکومتی بخشنامه میشود به کسانی که میروند راهپیمایی حق ماموریت و غیره و ذالک داده شود!

3- وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم:
همه ارازل و اوباش شهر جمع آوری میشوند و باتوم و کلاهخود و اسلحه دریافت میکنند و فله ای در لباس نظامی سر هرکوچه ای دیده میشوند

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها اثری از باتوم و اسلحه دیده نمیشود بلکه در دست همه ساندیس و ساندویچ و موز میبینی!!!

4- وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم :
چشم هیچ کس از گاز اشک آور بی نصیب نمیماند و همیشه تیراندازی میشود و بعدا معلوم میشود "افرادی ناشناس" اسلحه داشته اند و راهپیمایان را کشته اند

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها خون از دماغ کسی نمی آید و کسی گلوله نمیخورد بلکه یکشبه همه آن افراد ناشناس مسلح که کارشان بدنام کردن نظام و شلیک به راهپیمایان است ناپدید میشوند

5 - وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم :
از همه رنگ و مدل لباس و چهره و سنی به چشم میخورد

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نمیدانم چرا نه تنها همه رنگها و مدل لباسها و قیافه ها شبیه هم هستند بلکه هزاران پلاکاردی که راهپیمایان در زیر انبوه آنها دیده نمیشوند هم عین همند!

6 - وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم :
همه اتوبوسهای شرکت واحد در رفت و آمدند و یا به زور به رفت و آمد درمیایند

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
عجیب است که نه تنها همه اتوبوسها به جای پارکینگ شرکت واحد در کنار خیابانها ردیف پارک شده اند بلکه هیچ خودروی دیگری هم حق حرکت ندارد!

7 - وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم :
در همان زمان که همه شبکه های خبری ریز و درشت دنیا، تصاویرمیلیونی راهپیمایی کنندگان را که با دوربینهای معمولی یا موبایل ثبت شده نشان میدهند تلویزیون حکومتی در حال پخش سریال جومونگ و فیلم خر پرنده و فوتبال و... است

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها هیچ سریال و فیلم و فوتبالی اجازه ی پخش ندارد بلکه تصاویر هوایی که با هلیکوپتر گرفته شده در زوایای مختلف از همه شبکه تلویزیونشان پخش میشود

من که کاملا شیرفهم شدم که چرا راهپیمایی ما " دیگرجوش" است و راهپیمایی آنها "خودجوش"!!!

شما چطور؟!

نقلی بود از دیگران
____________________________________________________________

ایران کشوره عجیبیه
ایران کشور عجیبیه، می پرسید چرا؟
به این دلیل که:
 ایران تنها کشوری است که در دانشگاه آن نماز می خوانند و در مصلی آن کتاب می فروشند.

ایران تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند.

یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم. با اسرائیل دشمن هستیم، اما نزدیکترین 

دوستمان، رئیس جمهور ونزوئلا با چند میلیارد دلار قرار داد نظامی، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار می آید!؟

برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنیم، پول می فرستیم و دعا می کنیم، اما هیچ خبری از مسلمانان چچن نمی گیریم.

از هر 1000 مفسد اقتصادی یکی و از هر 1000 فعال سیاسی 999 نفر در زندان داریم.

در همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در می آروند، در ایران می برند زیر آب !؟

در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شوند، در پارک درس می خوانند، سر کلاس می خوابند!؟

اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند.

در همه جای دنیا هر وقت سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک حل می شود ولی در ایران هر جا که پلیس هست ترافیک هم هست.

کشور عراق نزدیک 1000 میلیارد دلار بابت خسارتهای جنگ به ایران بدهکار است ولی کشور ایران یک میلیارد دلار به عراق کمک بلا عوض می کند!؟

همه جای دنیا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خیابانها تفریح ولی در ایران مردم در ادارات استراحت، در منازل تفریح و در خیابانها کار می کنند.

نقلی از دیگران

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

اعدامشان کردند

   روزگذشته 5 هموطن آزادیخواه را اعدام کردند . آنقدر زبونانه که حتی پرونده ی تجدید نظریکی از آنها را دوراز دسترس مرجع رسیدگی دستخوش بی توجهی قرارداده بودند تا  تجدید نظردرمورد پرونده انجام نگیرد . زندانیان آزادیخواهی که حتی وکلای آنها اجازه ی دیدارموکلین خود را نداشتند و در اکثر اوقات هم دسترسی به پرونده ی موکلان خود نداشتند . این یعنی نهایت زبونی و ترس اقتدارگرایان وحشت زده .

_________________

" اعدام شان کردند "

خروش ِ دخترک برخاست

لبش لرزید

دو چشم ِ خسته اش از اشک پر شد

گریه را سر داد ...

و من با کوششی پر درد اشکم را نهان کردم

- چرا اعدامشان کردند ؟

می پرسد ز من با چشم ِ اشک آلود

چرا اعدام شان کردند ؟

- عزیزم دخترم !

آنجا ، شگفت انگیز دنیایی ست : دروغ و دشمتی فرمانروایی می کند آنجا

طلا ، این کیمیای خون ِ انسان ها

خدایی می کند آنجا

شگفت انگیز دنیایی که همچون قرن های دور

هنوز از ننگ ِ آزار ِ سیاهان دامن آلوده ست

در آنجا حق و انسان حرف هایی پوچ و بیوده ست

در آنجا رهزنی ، آدمکشی ، خونریزی آزاد است

و دست و پای آزادی ست در زنجیر

عزیزم دخترم !

آنان

برای دشمنی با من

برای دشمنی با تو

برای دشمنی با راستی

اعدام شان کردند

و هنگامی که یاران

با سرود ِ زندگی بر لب

به سوی مرگ می رفتند

امیدی آشنا می زد چو گل در چشم شان لبخند

به شوق ِ زندگی آواز می خواندند

و تا پایان به راه ِ روشن ِ خود با وفا ماندند

عزیزم !

پاک کن از چهره اشکت را ز جا برخیز !

تو در من زنده ای ، من در تو ، ما هرگز نمی میریم

من و تو با هزاران ِ دیگر

این راه را دنبال می گیریم

از آن ِ ماست پیروزی

از آن ِ ماست فردا با همه شادی و بهروزی

عزیزم !

کار ِ دنیا رو به آبادی ست

و هر لاله که از خون ِ شهیدان می دمد امروز

نوید ِ روز ِ آزادی ست

هوشنگ ابتهاج

____________________

پ . ن - حضرت امیر میفرماید حکومت ممکن است با کفر پایدار بماند اما با ظلم پایدار نخواهد ماند .

پ . ن - درراهپیمایی سالگرد انتخابات سیاه همه با هم علیه اقتدارگرایان متقلب فریاد آزادیخواهی سرخواهیم داد .



۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳, دوشنبه

نام شوم کهریزک به سروش 111 تغییر نام یافت وبازگشایی شد .

   مهدی خزعلی فرزند آیت الله خزعلی اعلام کرد از منبع موثقی شنیده که بازداشتگاه مخوف کهریزک با نام جدید سروش 111 بازگشایی گردیده . بحمدالله مشکل کهریزک ظاهرآ فقط در نام آن بود که آن هم برطرف گردید و باردیگربازگشایی شد . کسی چه میداند درشکنجه گاه سروش 111 چه آزادیخواهانی مورد تجاوز و شکنجه قرارخواهند گرفت و بعد به بهشت خواهند رفت ؟
فرمانده نيروي انتظامي اعلام كرد .

______________________________


ايجاد بازداشتگاه استاندارد در كهريزك


  جام جم آنلاين: سردار اسماعيل احمدي‌مقدم فرمانده نيروي انتظامي كشور گفت: نيروي انتظامي در حال ساخت يک بازداشتگاه استاندارد در محل بازداشتگاه کهريزک است که تا يکماه ديگر تحت نظارت سازمان زندانها مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت.

فرمانده نيروي انتظامي اعلام كرد



ايجاد بازداشتگاه استاندارد در كهريزك


جام جم آنلاين: سردار اسماعيل احمدي‌مقدم فرمانده نيروي انتظامي كشور گفت: نيروي انتظامي در حال ساخت يک بازداشتگاه استاندارد در محل بازداشتگاه کهريزک است که تا يکماه ديگر تحت نظارت سازمان زندانها مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت.
به گزارش خبرگزاريهاي داخلي، فرمانده نيروي انتظامي روز سه شنبه در حاشيه همايش پليس و نظام عدالت براي کودکان و نوجوانان در جمع خبرنگاران در باره تعطيلي بازداشتگاه کهريزک در تهران افزود: بازداشتگاه کهريزک متعلق به نيروي انتظامي است و بازداشتگاهي كه تعطيل شد، به صورت موقت و فوري براي نگهداري مجرمان خطرناک و اراذل و اوباش دستگير شده در طرح امنيت اجتماعي ساخته شده بود.



وي تصريح كرد: پس از دستگيريهاي روز 18 تير ماه گذشته تعداد افراد بازداشتي در بازداشتگاه کهريزک بيش از حد مجاز افزايش يافت و همين مسئله باعث به وجود آمدن شرايط نامناسب در اين بازداشتگاه شده بود.


فرمانده نيروي انتظامي افزود: بازداشت شدگان مذكور جمعا سه روز از تاريخ 19 تير تا ظهر سه‌شنبه 23 تير در آنجا نگهداري مي‌شدند و به علت شرايط بد بازداشتگاه و دستور مقام معظم رهبري جهت تعطيلي آن، همگي مستقيما با اتوبوس و ميني‌بوس به زندان اوين منتقل شدند.


وي با اشاره به دستور مقام معظم رهبري براي تعطيلي بازداشتگاه كهريزك، گفت: اين فرمان مربوط به كل بازداشتگاه نبود، بلكه وقتي دستگيرشدگان تجمعات روز 18 تير توسط داديار به آنجا منتقل شدند، به علت فشردگي جمعيت و وضعيت بد نگهداري آن‌ها، مقام معظم رهبري با توجه به گزارشاتي كه دريافت كردند، دستور به تعطيلي بازداشتگاه كهريزك دادند.


مجازات متخلفان


سردار احمدي مقدم با تاييد اين مساله كه كوتاهي هايي در زمينه وضعيت نگهداري و رفتار با متهمان در بازداشتگاه كهريزك رخ داده است، علت تعطيلي بازداشتگاه را همين موضوع دانست.


وي گفت: در بازداشتگاه كهريزك قطعا توسط ناجا كوتاهي‌هايي صورت گرفته كه دستور تنبيه افرادي كه اين كوتاهي را انجام داده‌اند، صادر شده است.


سردار احمدي مقدم با اعلام اين كه جهت جلوگيري از تداخل كاري در بررسي هيات ويژه بازداشتگاه كهريزك، پليس از اظهار نظر درباره اين بازداشتگاه خودداري مي‌كند، گفت: عواملي كه در حادثه بازداشتگاه كهريزك كوتاهي كرده‌اند، چند نفر بيشتر نيستند كه به اندازه سهم آن‌ها، تنبيه خواهند شد.


وي خاطرنشان كرد كه قرار است هيئت ويژه مجلس و شورايعالي امنيت ملي به زودي گزارشي درباره بازداشتگاه کهريزک صادر کند.


فرمانده نيروي انتظامي طرح موضوعاتي مانند حضور سردار محمدرضا رادان جانشين فرماندهي نيروي انتظامي را در بازداشتگاه كهريزك و دخالت وي در بدرفتاري با افراد شركت كننده در تجمعات اعتراض آميز پس از انتخابات رياست جمهوري به شدت رد كرد و گفت: شايعات اينچنيني عليه سردار رادان و ديگر مسئولان ناجا كذب است و واقعيت ندارد.


وي افزود: شأن سردار رادان و حتي رده هاي پايين تر از ايشان اجازه نمي‌دهد که در بازداشتگاه حضور يافته و اقداماتي اينچنيني انجام دهد.


بدرفتاري با متهمان و شرايط نامناسب بازداشت كهريزك موجب مرگ دو نفر در اين بازداشتگاه در هفته هاي اخير شده است.


برخورد با آشوب طلبان


سردار احمدي‌مقدم در باره شايعات مربوط به احتمال شکل گيري تجمعات غيرقانوني در روزهاي آينده در تهران تاكيد كرد: متخلفان بايد بدانند که پليس با هرگونه تجمع غير قانوني به شدت برخورد مي کند.


وي با اشاره به اينکه اينگونه تجمعات غيرقانوني از طرف رسانه هاي ضد انقلاب و منافقين سازماندهي مي شود گفت: روز دوشنبه بر اساس دعوت منافقين افرادي قصد ايجاد بي نظمي در منطقه مرکزي تهران را داشتند كه عده اي از آنها توسط پليس دستگير شدند.


فروكش كردن نا آراميها


سردار احمدي مقدم يادآور شد: موضوع ناآراميها به مرور در حال حل شدن است و برآورد ما اين است که اين موضوع رفته رفته فروکش مي‌کند.


فرمانده نيروي انتظامي با بيان اين كه اعتراضات مردمي نسبت به اغتشاش‌ كنندگان اخير افزايش يافته است، گفت: اگر ظرفيت اجتماعي مردم تمام شود و شاهد نگاه و واكنش منفي مردم نسبت به اين افراد باشيم، جريان‌هايي كه تلاش مي‌كنند دست به ناآرامي بزنند، مايوس خواهند شد.


وي تصريح كرد: پتانسيل اين ناآرامي‌ها رو به فروكش و كاهش نهاده كه اين موضوع مانند تجمعات پراكنده ديروز هم از لحاظ تعداد افراد و تعداد مكان‌هايي كه دست به تجمع مي‌زنند، قابل مشاهده است.


سردار احمدي مقدم، واکنش منفي آحاد جامعه نسبت به اين تجمعات را موجب ياس عوامل پشت صحنه آن دانست و افزود : به دليل هرمي بودن ساختار اين تحولات ، کم کم شاهد کمرنگ تر شدن و رسيدن به نقطه صفر اغتشاشات هستيم.


اين مقام بلندپايه امنيتي ادامه داد: نيروي انتظامي تلاش مي‌كند اين مساله را به صورت منطقي حل كند و با توجه به اين كه مسايل اجتماعي نظير اين تجمعات مانند يك هرم وارونه هستند، بحث اغتشاشات اخير در حال حل شدن است.


وي گفت: به كساني كه به فراخوان‌هاي تجمعات پاسخ مي‌دهند، توصيه مي‌كنيم هوشمند و مراقب رفتار خود باشند، چرا كه مقوله اعتراضات داخلي به مسايل با فراخوان‌هايي كه از سوي منافقان خارج مرزها براي براندازي نظام صورت مي‌گيرد، متفاوت است و بالطبع هزينه‌هايي كه افراد بايد براي شركت در فراخوان‌هاي منافقان و براندازان پرداخت كنند، متفاوت خواهد بود.


ساخت بازداشتگاه براي كودكان


سردار احمدي مقدم در بخش ديگري از سخنانش، با اشاره به رويكرد پليس در تخصصي كردن ساختارها با توجه به نيازهاي جامعه، گفت: پليس كودكان، يك متولي ستادي در پليس نياز دارد كه اين موضوع در درون پليس پيشگيري دنبال مي‌شود و ممكن است در آگاهي‌ها، شعبه خاص كودكان ايجاد شود، يا يك يا چند كلانتري به صورت تخصصي مسايل پليسي كودكان را دنبال كند.


وي افزود: اگر لازم باشد، بايد بازداشتگاه‌هاي ويژه كودكان بزهكار ايجاد شود تا آن‌ها در كنار مجرمان سابقه‌دار نگهداري نشوند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

گزارشی ازاخبارکارگران






كارگراني كه قير شده‌اند   

                       
گزارشی از روزگار کارگران صنعت نفت



  اكثر مناطق نفت خیز ایران در مناطق بسيار گرم و مرطوب قرار داشته و فصل گرما در این مناطق از ابتداي بهار تا اواسط پاييز به طول مي‌انجامد که شرایط بسیار سختی را برای کارگران شاغل در این مناطق رقم می‌زند.

  بسیاری از این مناطق شامل طرح اقماری می‌شوند، طرحی که شاید در ابتدای شروع به کار افراد، به واسطه جوان‌بودن‌، تجربه‌هاي نو، تنوع محيط كار و بعضي آسودگي‌هاي ديگر، سختي‌ها را كم‌رنگ‌تر ‌كند، اما گذشت زمان، ازدواج، تغییر و تحولات زندگی، شرایط نامساعد جوی و آلودگی بیش از حد این مناطق، كم‌كم پرده از وجود مشكلات برداشته و در بیشتر موارد به دلیل محدودیت‌های حاکم در منطقه، مشكلات جدیدی همچون افسردگی و اعتیاد نیز به وجود خواهد آمد.

  چهره متمایز تمام افراد شاغل در این مناطق گواهی است بر سختی شرایط، شرایطی که تحمل ساعتی از آن برای بسیاری از ما غیرممکن خواهد بود.

  لاوان، جزیره‌ای است با مساحت بيش از 80 كيلومترمربع که در امتداد ساحل خلیج فارس از شرق به غرب كشيده شده است. جمعيت بومي 1200 نفره و درجه حرارت بين 37 تا 45 درجه سانتيگراد در تابستان و10 تا 25 درجه سانتيگراد در زمستان با رطوبت نسبي 80 تا 100 درصد در اغلب روزهای سال، شرایط بسیار سختی را برای کارکنان صنعت نفت در این منطقه رقم زده است؛ کارکنانی که شیفت کار آنها پیش از طلوع آفتاب شروع و پس از غروب آفتاب تمام می‌شود و تنها دلخوشی آنها 14 روز استراحتی است که انتظار آنها را می‌کشد. 14 روز انتظار برای دیدار عزیزان، انتظاری که با دلهره و اضطراب همراه است. ترس از نرسیدن به موقع همکار جانشین و حوادث غیرمترقبه که در صورت بروز چنین شرایطی به منظور پاسخگویی به نیاز مجموعه باید چندین روز دیگر هم غم دوری از خانواده را به دوش کشیده و شرایط نامساعد جزیره را تحمل کند.



  از طرفی شاغلان این جزیره باید بیش از سایرین مراقب سلامت خود باشند، زیرا که کوچکترین بیماری در شرایطی که با عدم دسترسی به پزشکان مجرب و همچنین دشواری انتقال به جزایر همجوار توام است، تبعات جبران‌ناپذیری را به بار خواهد آورد. یکی از کارکنانی که به دلیل نرسیدن همکار جانشین مجبور بود چند روزی بیشتر در منطقه بماند، با چهره‌ای خسته و صدایی بغض‌آلود از شرایط بد گله کرده و می‌گفت: این گونه مسائل برایمان عادی شده است، اما از دست رفتن شیرینی و اشتیاق حضور در کنار خانواده پس از 14 روز کار شبانه‌روزی، تلخ‌تر از زهر می‌شود و تاثیر منفی در کار می‌گذارد.


  وقتی از خانواده و دختر 15 ساله‌اش حرف می‌زد غم دوری در صدایش ملموس بود؛ غمی که به گفته خودش فقط به امید دیداری دوباره قابل تحمل است. دیدار دختری که در 15 سال گذشته تنها 5 سال آن را در کنار پدر سپری کرده و پدر برای او تنها مهمانی است چند روزه. پدر45 ساله‌ای که شرایط نامساعد کاری از او فردی پیر و شکسته ساخته است.
وی از بیماری فرزندش و ناله‌هایی که در لابلای آن پدر را بر بالین می‌طلبیده سخن می‌گوید، غافل از اینکه پدر چند هزار کیلومتر دورتر، خسته از کار روزانه به گوشه‌ای خزیده و غصه بیماری و آتیه دخترش همچون پتکی گران بر جسم خسته و نحیفش فرود می‌آید.

  شب، تنها در این موقع از شبانه‌روز می‌توان اندکی آرامش پیدا کرد و دقایقی را در کنار ساحل مرجانی جزیره با صدای آرامش‌بخش آب سپری کرد. صدای آب آنقدر آرامش‌بخش است که قدرت تفکر و توجه به چیزهای دیگر را از آدمی سلب می‌کند. اما دود آبی‌رنگ و غلیظی که در دل سیاهی شب به آسمان می‌رود جلب توجه می‌کند. جوانی که پس از پایان تحصیلات برای یافتن شغل چاره‌ای جز پذیرفتن شرایط کار در مناطق اقماری را نداشته و به جزیره آمده، اکنون پشیمان از کرده خویش است و با ولع تمام دود سیگار را به کام خود می‌کشد.



  پس از گذشت 2 سال هنوز به این شرایط عادت نکرده و روزگار به سختی برایش سپری می‌شود. او از صبحانه ساعت پنج و نیم گله دارد، نهار ساعت یازده و نیم را دوست ندارد و از گرسنگی ساعت ده شب سخن می‌گوید. او از روزهای دانشگاه، دختری که می‌خواهد به خواستگاریش برود، جمع دوستان، کلاس زبان و کوهنوردی هفتگی برایم گفت و خانواده‌اش را یاد کرد که همیشه او را از دود و دم بر حذر می‌داشتند.

  بغضش ترکید، خود را نفرین می‌کرد، نفرین به خاطر اینکه درس خوانده و همچون سایر دوستانش به حرفه‌ای مشغول نشده تا به این روز گرفتار نشود. نفرین به خاطر تنهایی و غربتی که در آن گرفتار است، نفرین به روزگاری که از جوانی ورزشکار و شاداب، فردی افسرده و سیگاری ساخته است. نفرین بر شغلی که باعث شده پدر در آرزوی دیدار دوباره پسر جان سپارد، نفرین بر انتخابی که حسرت بوسیدن دست پدر در لحظه خداحافظی را به دلش گذاشته، نفرین‌های وی که با هق‌هق گریه در هم آمیخته بود قطع شد و باز هم همان دود غلیظ و همان بوی گیج‌کننده.



  در این جزیره، زمان جان می‌ستاند و به کندی می‌گذرد. رطوبت کلافه کننده هوا با بوی تند گاز در هوای بالای 35 درجه نفس کشیدن را با سختی همراه می‌کند و برهوتی که در آن قرار گرفته‌ای زندگی را برایت پایان یافته می‌نمایاند. این گوشه‌ای از مشکلات بی‌پایان کارگران صنعت نفت است، کارگرانی که به‌رغم تمامی این مشکلات با جان و دل برای پیشرفت و توسعه ایران زمین می‌کوشند. کارگرانی که با به جان خریدن خطرات کار در میادین در حال تولید نفت و گاز، سعی در جبران عقب‌افتادگی‌های ناشی از بی‌برنامگی‌های مدیران دارند و شبانه‌روز تلاش می‌کنند.


  افرادی که بهترین دوران زندگی را به دور از خانواده با تحمل سختی‌های طاقت‌فرسا سپری می‌کنند. جوانانی که روزگاری با چهره‌ای بشاش و روحیه‌ای مثال‌زدنی به این مناطق پای می‌گذارند و در پایان دوران خدمت خود به افرادی افسرده و درهم شکسته تبدیل می‌شوند.باید چاره‌ای اندیشید، چاره‌ای که درمان تمامی دردها، محدودیت‌ها و محرومیت‌های کارگران شاغل در این مناطق باشد.




این پست از وب همرزم سبزم خاکستراست .
http://azadi-e-sabz19.blogspot.com/


۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

همه با هم در راهپیمایی 11 و 12 اردیبهشت

دستهایت همیشه بوی نان میداد
حالا
پینه بسته از رنجهایی که کشیدی
و پاداشی که ندادندت
آنهایی که شانه هایت را سوگوار
نگاهت را خیس
مهربانیت را خشم
عاشقانه هایت را فریاد
رنجهایت را هیچ
شرفت را لگد مال
سفره ات را خالی
و دستهایت را مشت کردند .....


با تو خواهم بود در 11 اردیبهشت ای کارگربیکار و بیدار
و با تو خواهم بود در 12 اردیبهشت در تجمعی سبز
« جغرافیای کلام » ای معلم محبوس در اعتصاب صدا !


2 عکس فوق از وب همرزم سبزم نیرنگستان
__________________________________________

زنان آزاد و زنان مزدور


شهادت بزرگ زنان آزادیخواه در زیرشکنجه ی مزدوران جمهوری اسلامی


به نظر میرسد این عکس از اعدام های دهه ی 60 باشد .

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

برای رسیدن به آزادی - راهپیمایی ما و آنها - ایران کشور عجیبیه

برای رسیدن به آزادی
شانرده آذر” به “انقلاب” ختم می‌شود. ادامه‌ی “انقلاب” به “آزادی” می‌رسد. اما تا رسیدن به خود تندیس آزادی باید همچنان ادامه داد. “جمهوری اسلامی” با “آزادی” فاصله دارد. در حالیکه در ظاهر با هم در یک امتداد هستند اما فاصله مطمئنی با هم دارند. “جمهوری اسلامی” با رسیدن به “رودکی” تمام می‌شود اما “آزادی” همچنان ادامه دارد. انگار که “جمهوری اسلامی” تمام توانش در همراهی با “آزادی” تا همان “رودکی” بوده است.

“ملت” خیابان کوتاهی است که با رسیدن به “جمهوری اسلامی” پایان می‌پذیرد.
سفارت انگلیس هم در “جمهوری اسلامی” قرار دارد. سفارت روسیه با اینکه در “نوفل لوشاتو” قرار دارد اما آن هم به “جمهوری اسلامی” نزدیک است.

اگر از “انقلاب” به “آزادی” و “جمهوری اسلامی” بخواهید بروید، مسیرها در تضاد با یکدیگر هستند. برای رسیدن به “آزادی” باید “انقلاب” را ادامه داد و برای رسیدن به “جمهوری اسلامی” باید از “آزادی” و “انقلاب” فاصله گرفته و “انقلاب” را رو به پایین رفت.

خیابان “ایران” هم خیابانی است که فقط عده‌ای خاص با عقایدی خاص‌تر در آن جای دارند.
“پاسداران” همان “سلطنت آباد” سابق است. فقط اسمش عوض شده. جهت همان جهت و شیب همان شیب است.
خیابان “نبرد” به “پیروزی” می‌رسد.
و برای رسیدن به “فرجام” از “هنگام” باید رفت
_______________________________________________________

وقتی ما راهپیمایی می کنیم و وقتی آنها راهپیمایی می کنند !

1- وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم:
به دلایل نامعلومی تمام خطوط تلفنهای همراه و پیام کوتاه و اینترنت تا چند روز قطع میشود
وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها موبایلها همه جا آنتن دارند بلکه 7 شبکه ی تلویزیون حکومتی از 7 سوراخ مبارک حضار به مدت 70 ساعت تصویر پخش میکنند!
2- وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم:
حتما باید راهپیمایی مجوزی داشته باشد که ششصد ارگان حکومتی تایید کرده باشد

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها نیازی به هیچ مجوزی نیست بلکه یکشبه به همه ارگانهای حکومتی بخشنامه میشود به کسانی که میروند راهپیمایی حق ماموریت و غیره و ذالک داده شود!

3- وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم:
همه ارازل و اوباش شهر جمع آوری میشوند و باتوم و کلاهخود و اسلحه دریافت میکنند و فله ای در لباس نظامی سر هرکوچه ای دیده میشوند

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها اثری از باتوم و اسلحه دیده نمیشود بلکه در دست همه ساندیس و ساندویچ و موز میبینی!!!

4- وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم :
چشم هیچ کس از گاز اشک آور بی نصیب نمیماند و همیشه تیراندازی میشود و بعدا معلوم میشود "افرادی ناشناس" اسلحه داشته اند و راهپیمایان را کشته اند

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها خون از دماغ کسی نمی آید و کسی گلوله نمیخورد بلکه یکشبه همه آن افراد ناشناس مسلح که کارشان بدنام کردن نظام و شلیک به راهپیمایان است ناپدید میشوند

5 - وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم :
از همه رنگ و مدل لباس و چهره و سنی به چشم میخورد

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نمیدانم چرا نه تنها همه رنگها و مدل لباسها و قیافه ها شبیه هم هستند بلکه هزاران پلاکاردی که راهپیمایان در زیر انبوه آنها دیده نمیشوند هم عین همند!

6 - وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم :
همه اتوبوسهای شرکت واحد در رفت و آمدند و یا به زور به رفت و آمد درمیایند

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
عجیب است که نه تنها همه اتوبوسها به جای پارکینگ شرکت واحد در کنار خیابانها ردیف پارک شده اند بلکه هیچ خودروی دیگری هم حق حرکت ندارد!

7 - وقتی "ما" راهپیمایی میکنیم :
در همان زمان که همه شبکه های خبری ریز و درشت دنیا، تصاویرمیلیونی راهپیمایی کنندگان را که با دوربینهای معمولی یا موبایل ثبت شده نشان میدهند تلویزیون حکومتی در حال پخش سریال جومونگ و فیلم خر پرنده و فوتبال و... است

وقتی "آنها" راهپیمایی میکنند:
نه تنها هیچ سریال و فیلم و فوتبالی اجازه ی پخش ندارد بلکه تصاویر هوایی که با هلیکوپتر گرفته شده در زوایای مختلف از همه شبکه تلویزیونشان پخش میشود

من که کاملا شیرفهم شدم که چرا راهپیمایی ما " دیگرجوش" است و راهپیمایی آنها "خودجوش"!!!

شما چطور؟!

نقلی بود از دیگران
____________________________________________________________

ایران کشوره عجیبیه
ایران کشور عجیبیه، می پرسید چرا؟
به این دلیل که:
 ایران تنها کشوری است که در دانشگاه آن نماز می خوانند و در مصلی آن کتاب می فروشند.

ایران تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند.

یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم. با اسرائیل دشمن هستیم، اما نزدیکترین 

دوستمان، رئیس جمهور ونزوئلا با چند میلیارد دلار قرار داد نظامی، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار می آید!؟

برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنیم، پول می فرستیم و دعا می کنیم، اما هیچ خبری از مسلمانان چچن نمی گیریم.

از هر 1000 مفسد اقتصادی یکی و از هر 1000 فعال سیاسی 999 نفر در زندان داریم.

در همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در می آروند، در ایران می برند زیر آب !؟

در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شوند، در پارک درس می خوانند، سر کلاس می خوابند!؟

اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند.

در همه جای دنیا هر وقت سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک حل می شود ولی در ایران هر جا که پلیس هست ترافیک هم هست.

کشور عراق نزدیک 1000 میلیارد دلار بابت خسارتهای جنگ به ایران بدهکار است ولی کشور ایران یک میلیارد دلار به عراق کمک بلا عوض می کند!؟

همه جای دنیا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خیابانها تفریح ولی در ایران مردم در ادارات استراحت، در منازل تفریح و در خیابانها کار می کنند.

نقلی از دیگران